حلاوت عاشقي
رمضان ماه تجريد است ماه عاشقي، ماه خلوت كردن با معشوق، ماهي كه در نصف النهار ابديت آواز ميخواند، اين ماه، ماه شبهاي قشنگ قدر است، ماه مثل بركه معصومي سر از ملكوت درآورده است. پونههاي نيايش را ميبويد، هزار مريم باكره نشستهاند و زيباترين لبخند خداوند را ميبافند.
آسمان و ليل زيباست، فوج فوج فرشتگان از رنگين كمان آويزان شدهاند و طيراً ابابيل در كرتهاي ملكوت دانه برميچيند و عبوديت مثل نسيمي در بوتههاي خضوع ميوزد.
همه دلها يكيست و آدمها جمعيت هلال عبوديت تشكيل دادهاند و تنها محبوب آنهاست و عبادت مردمان را سرمهدوزي ميكند.
تسبيح مردمان، رودخانه سبزيست پر از مرغان زمزمه، مرغان بلند پروازي كه از آشيانه ملكه طاووسها برميگردند، با كوزههايي پر از معارف، جاريست تا خزانه غيب، آنجا به درياچه كرامت ميريزد و دانه دانه ميشود تا در صندوق رحمت بايگاني شوند، اينجا مردمان خواب بهشت ميبينند، چون خواب در اين ماه عبادت است پس هر آنگاه بخوابي در عبوديت پنهان شدهاي.
مجلس در اين شهر مجلس بزم اولياست، دلها بشكن ميزنند زبانها ترانه لكنت ميخوانند، شوقها از گريه سرازير ميشوند و گونهها گل ميكنند چشمها حدقه ميزنند و منتظرند، منتظر نيايش، منتظر گريه، منتظر كرامت، درست در اول ماه از خيابان پر رفت و آمد فرشتگان به مدخل بازارچه تجلي ميرسيم، راه زيادي آمدهايم به دم درگاه قرب رسيدهايم، در اينجا قيمت دلهاي شكسته و عرفان زده خيلي بالاست عشق ميفروشند و دل شكسته ميگيرند اينجا خلوص ميگيرند و در عوض سرمه چشم حوران ميدهند اينجا همه دعاها را يكجا ميخرند.
در شهرالرمضان در تمام شبانه روزش از آسمان و زمين، بهار ميبارد اينجا اهل بهشت ميخندند و دوزخيان مثل شغالان گرسنه زوزه ميكشند.
اين ماه، ماه شكفتن شقايقهاي دلهاي عاشق است، برتريش به تمام فصول به ليلهالقدرش است، اگر قدرش را بدانيم و به تقديرش نسپاريم.
رمضان ماه تجلي خداوند است در سرزمين بخشايش، قرار است همه گناهان را ببخشند، و همه را به بهشت ببرند، حتي آناني را كه سكوت ميكنند و حرفي نميزنند و حركتي ندارند پاداش ميدهند شهريهها را دوبار پرداخت ميكنند يكبار در ليله القدر و يكبار در پايان ماه و روز عيد.
و اين ماه، ماه روزهداريست، روزهداري با تمام وجود جسم را بايد در خدمت جان گرفت و نفس را به اسارت عقل درآورد، خداگونه بايد شد و چشمها را در جام عبوديت خالص بايد شستشو داد تا حلاوت شربت شيرين عيد در كام گوار شود.
و در اين ماه بايد تصميم گرفت، تصميم مبارزه، مبارزه با نفس بايد به جهاد رفت بايد كمربندها را محكم بست شمشيرها را حمايل كرد و با تمام تجهيزات منتظر عاشورا ماند بايد به جهاد اكبر رفت به جنگ، جنگي با تمام توان بايد در كمربندي عبادت و نخوت، ظلالت و عزت، نفس سركش را سركوب كرد، تا عقل بر اريكه وجود تكيه زند و تاج پادشاهي بر سر نهد كه هر كه در اين ماه موفقتر، خوشبختتر و هر كه از اين ماه بگذرد و خندان بود خداوند براي او لبخند ميزند. پس با تمام وجود آمدنش را به سرور مي نشينيم و در سبزهزار جلال با كرامت پروردگار خيمه ميزنيم.
حلاوت عاشقي
رمضان ماه تجريد است ماه عاشقي، ماه خلوت كردن با معشوق، ماهي كه در نصف النهار ابديت آواز ميخواند، اين ماه، ماه شبهاي قشنگ قدر است، ماه مثل بركه معصومي سر از ملكوت درآورده است. پونههاي نيايش را ميبويد، هزار مريم باكره نشستهاند و زيباترين لبخند خداوند را ميبافند.
آسمان و ليل زيباست، فوج فوج فرشتگان از رنگين كمان آويزان شدهاند و طيراً ابابيل در كرتهاي ملكوت دانه برميچيند و عبوديت مثل نسيمي در بوتههاي خضوع ميوزد.
همه دلها يكيست و آدمها جمعيت هلال عبوديت تشكيل دادهاند و تنها محبوب آنهاست و عبادت مردمان را سرمهدوزي ميكند.
تسبيح مردمان، رودخانه سبزيست پر از مرغان زمزمه، مرغان بلند پروازي كه از آشيانه ملكه طاووسها برميگردند، با كوزههايي پر از معارف، جاريست تا خزانه غيب، آنجا به درياچه كرامت ميريزد و دانه دانه ميشود تا در صندوق رحمت بايگاني شوند، اينجا مردمان خواب بهشت ميبينند، چون خواب در اين ماه عبادت است پس هر آنگاه بخوابي در عبوديت پنهان شدهاي.
مجلس در اين شهر مجلس بزم اولياست، دلها بشكن ميزنند زبانها ترانه لكنت ميخوانند، شوقها از گريه سرازير ميشوند و گونهها گل ميكنند چشمها حدقه ميزنند و منتظرند، منتظر نيايش، منتظر گريه، منتظر كرامت، درست در اول ماه از خيابان پر رفت و آمد فرشتگان به مدخل بازارچه تجلي ميرسيم، راه زيادي آمدهايم به دم درگاه قرب رسيدهايم، در اينجا قيمت دلهاي شكسته و عرفان زده خيلي بالاست عشق ميفروشند و دل شكسته ميگيرند اينجا خلوص ميگيرند و در عوض سرمه چشم حوران ميدهند اينجا همه دعاها را يكجا ميخرند.
در شهرالرمضان در تمام شبانه روزش از آسمان و زمين، بهار ميبارد اينجا اهل بهشت ميخندند و دوزخيان مثل شغالان گرسنه زوزه ميكشند.
اين ماه، ماه شكفتن شقايقهاي دلهاي عاشق است، برتريش به تمام فصول به ليلهالقدرش است، اگر قدرش را بدانيم و به تقديرش نسپاريم.
رمضان ماه تجلي خداوند است در سرزمين بخشايش، قرار است همه گناهان را ببخشند، و همه را به بهشت ببرند، حتي آناني را كه سكوت ميكنند و حرفي نميزنند و حركتي ندارند پاداش ميدهند شهريهها را دوبار پرداخت ميكنند يكبار در ليله القدر و يكبار در پايان ماه و روز عيد.
و اين ماه، ماه روزهداريست، روزهداري با تمام وجود جسم را بايد در خدمت جان گرفت و نفس را به اسارت عقل درآورد، خداگونه بايد شد و چشمها را در جام عبوديت خالص بايد شستشو داد تا حلاوت شربت شيرين عيد در كام گوار شود.
و در اين ماه بايد تصميم گرفت، تصميم مبارزه، مبارزه با نفس بايد به جهاد رفت بايد كمربندها را محكم بست شمشيرها را حمايل كرد و با تمام تجهيزات منتظر عاشورا ماند بايد به جهاد اكبر رفت به جنگ، جنگي با تمام توان بايد در كمربندي عبادت و نخوت، ظلالت و عزت، نفس سركش را سركوب كرد، تا عقل بر اريكه وجود تكيه زند و تاج پادشاهي بر سر نهد كه هر كه در اين ماه موفقتر، خوشبختتر و هر كه از اين ماه بگذرد و خندان بود خداوند براي او لبخند ميزند. پس با تمام وجود آمدنش را به سرور مي نشينيم و در سبزهزار جلال با كرامت پروردگار خيمه ميزنيم.
حلاوت عاشقي
رمضان ماه تجريد است ماه عاشقي، ماه خلوت كردن با معشوق، ماهي كه در نصف النهار ابديت آواز ميخواند، اين ماه، ماه شبهاي قشنگ قدر است، ماه مثل بركه معصومي سر از ملكوت درآورده است. پونههاي نيايش را ميبويد، هزار مريم باكره نشستهاند و زيباترين لبخند خداوند را ميبافند.
آسمان و ليل زيباست، فوج فوج فرشتگان از رنگين كمان آويزان شدهاند و طيراً ابابيل در كرتهاي ملكوت دانه برميچيند و عبوديت مثل نسيمي در بوتههاي خضوع ميوزد.
همه دلها يكيست و آدمها جمعيت هلال عبوديت تشكيل دادهاند و تنها محبوب آنهاست و عبادت مردمان را سرمهدوزي ميكند.
تسبيح مردمان، رودخانه سبزيست پر از مرغان زمزمه، مرغان بلند پروازي كه از آشيانه ملكه طاووسها برميگردند، با كوزههايي پر از معارف، جاريست تا خزانه غيب، آنجا به درياچه كرامت ميريزد و دانه دانه ميشود تا در صندوق رحمت بايگاني شوند، اينجا مردمان خواب بهشت ميبينند، چون خواب در اين ماه عبادت است پس هر آنگاه بخوابي در عبوديت پنهان شدهاي.
مجلس در اين شهر مجلس بزم اولياست، دلها بشكن ميزنند زبانها ترانه لكنت ميخوانند، شوقها از گريه سرازير ميشوند و گونهها گل ميكنند چشمها حدقه ميزنند و منتظرند، منتظر نيايش، منتظر گريه، منتظر كرامت، درست در اول ماه از خيابان پر رفت و آمد فرشتگان به مدخل بازارچه تجلي ميرسيم، راه زيادي آمدهايم به دم درگاه قرب رسيدهايم، در اينجا قيمت دلهاي شكسته و عرفان زده خيلي بالاست عشق ميفروشند و دل شكسته ميگيرند اينجا خلوص ميگيرند و در عوض سرمه چشم حوران ميدهند اينجا همه دعاها را يكجا ميخرند.
در شهرالرمضان در تمام شبانه روزش از آسمان و زمين، بهار ميبارد اينجا اهل بهشت ميخندند و دوزخيان مثل شغالان گرسنه زوزه ميكشند.
اين ماه، ماه شكفتن شقايقهاي دلهاي عاشق است، برتريش به تمام فصول به ليلهالقدرش است، اگر قدرش را بدانيم و به تقديرش نسپاريم.
رمضان ماه تجلي خداوند است در سرزمين بخشايش، قرار است همه گناهان را ببخشند، و همه را به بهشت ببرند، حتي آناني را كه سكوت ميكنند و حرفي نميزنند و حركتي ندارند پاداش ميدهند شهريهها را دوبار پرداخت ميكنند يكبار در ليله القدر و يكبار در پايان ماه و روز عيد.
و اين ماه، ماه روزهداريست، روزهداري با تمام وجود جسم را بايد در خدمت جان گرفت و نفس را به اسارت عقل درآورد، خداگونه بايد شد و چشمها را در جام عبوديت خالص بايد شستشو داد تا حلاوت شربت شيرين عيد در كام گوار شود.
و در اين ماه بايد تصميم گرفت، تصميم مبارزه، مبارزه با نفس بايد به جهاد رفت بايد كمربندها را محكم بست شمشيرها را حمايل كرد و با تمام تجهيزات منتظر عاشورا ماند بايد به جهاد اكبر رفت به جنگ، جنگي با تمام توان بايد در كمربندي عبادت و نخوت، ظلالت و عزت، نفس سركش را سركوب كرد، تا عقل بر اريكه وجود تكيه زند و تاج پادشاهي بر سر نهد كه هر كه در اين ماه موفقتر، خوشبختتر و هر كه از اين ماه بگذرد و خندان بود خداوند براي او لبخند ميزند. پس با تمام وجود آمدنش را به سرور مي نشينيم و در سبزهزار جلال با كرامت پروردگار خيمه ميزنيم.
