تبليغاتX
خیابان آخر

 

 

از بی تابی چشمهایت بیتی سرودم

                                                                                    بهار شد

 یخ آب شد و لبخند بر لبان

                                                   ماتت نشست

                             

بهار آغاز توست ...

 

                                                        "بهارتان گلباران"

 

 

مثل دانه گندم باش!

ما به دنيا مي آييم بدون اينكه خانواده، جا و شرايط را انتخاب كنيم بدون اراده با تركيب دو سلول كه اولين هدية خداوند به ماست، سفر را آغاز مي‏كنيم. يكهو چشم باز مكنيم و از دنياي داخل رحم وارد دنياي پر آب و رنگي مثل جادة زندگي مي‏شويم تولدت مبارك و سفرت پربار !

پدر، مادر و زندگي‏ات، اولين هديه و فرصت خداوند به توست، پس قدرشان را بدان و از فرصت‏ها استفاده كن تو هم قسمتي از وجودي كه شانس و لطف حتي به تو فرصت داده شده و تو جزو اشرف مخلوقات او شدي. چه تفاوتي بين تو و طبيعت به تصوير كشيده اين جادة زندگي است، تفاوت تو داشتن منطق اكتسابي و تحت كنترل تو است. ولي منطق طبيعت منطق ذاتي و به فرمول رسيدة دنيا است طبيعت، تحت فرمان وارادة جبر زندگي است. ولي تو كاملاً آزادي تا جادة كمال را طي كني!‌ پس خوش به حالت مسافر. ولي به علامت‏هاي كنار جاده توجه كن و آنها را بشناس   اشكال ندارد اگر شروع سفرت است و جاده و علامت‏ها را نمي‏شناسي. از زمين افتادن نترس و بلند شو، فقط تسليم جاذبة زمين نشو، چون اگر تسليم جاذبة زمين بشوي و حركت نكني در جا زده‏اي قدم بردار و طوري قدم بردار كه خيلي هم به جلوي پايت نگاه نكني. چون اگر خيلي به زيرپايت و جلو پايت نگاه كني ممكن است آسمان و پرواز كردن را فراموش كني. چه چيز بهتر از اينكه خداوند انسان را در هدايت و نجات خودش آزاد بگذارد و حضورش فقط يك ساية امنيتي باشد، دو را دور . اين يك موهبت الهي است. ميتوانی بال و پرت را تقويت كني تا پرواز ابدي و رويايي را تجربه كني.

خيلي دلم مي‏خواهد بهت بگويم، كه تو هم به دوستانت بگويي و دوستانت هم به دوستانشان بگويند كه اين زندگي كوتاه، چقدر مي‏تواند قدرتمند و ماندني باشد وقتي كه تو به قدرت و توانايي هاي خودت برسي و خودت را بشناسي و بداني كه با وجود اين كه تنها به دنيا مي‏آيي و تنها از دنيا مي‏روي، تنها نيستي و هميشه و هر لحظه طبيعت با امواج قدرتمندش در كنار توست و با تو در ارتباط است و فقط كافي است تو زبان طبيعت را ياد بگيري و به قدرت و انرژي خداوندي در دل طبيعت پي ببري.

صبور، آرام و هدفمند و با اراده به سمت هر چيزي برو و با آنها با مهرباني و احترام، ارتباط برقرار كن. باوركن با كمي تحمل و انتظار شيرين به جايي مي‏رسي كه احساس مي‏كني كه دنيا مال توست ولو اینکه در یک نقطه کوچک و گمنام باشی.

قدرت به وسعت نیست ...

قدرت به مال و زيبايي نيست

قدرت به جايگاه زميني نيست

 

به دانة گندم فكر كن كه چقدر قدرتمند است!

 

+ نوشته شده توسط رسپینا در و ساعت |

آقاي احمدي‏نژاد لطفاً كفن نپوشيد

 

   1.     حتماً همه شما طي حدود يكسال و نيم گذشته ديده‏ايد كه آقاي احمدي‏نژاد به هر شهر و ديار و كوي و برزني كه وارد مي‏شود، لباس آنجا را به تن مي‏كند و با لهجة همان منطقه صحبت مي‏كند. آخرين بار آن هم در بازديد از كارخانه ايران‏خودرو بود كه ايشان لباس كارگران آن كارخانه را پوشيده بود.

   2.     حتماً همه شما مي‏دانيد كه ايشان شاگرد و مريد و دست پروردة مصباح يزدي و از شاگردان مدرسه حقاني و اهل دخمه است. بعد از رياست جمهوري به ديدار اولين نفري كه در قم رفت مصباح يزدي بود. ايشان  با افكار و عقايد و برنامه‏هاي مصباح يزدي رئيس جمهور شد.

   3.     حتماً همة شما از جريان سوالات آزمون ضمن خدمت فرهنگيان (1)  و توهين محض به پيامبر عطوفت، خداي مهرباني و صاحب عشق و صفا خبر داريد. جالب است كه در سرزمين شيعه و در سال پيامبر اعظم (ص) بيشتر جفا را در حق پيامبر (ص) وارد مي‏كنند.

و باز جالب است كه صداي هيچ يك از علماي اعلام موافق دولت در نيامد. كيهاني ها كوچكترين تكاني نخوردند و دريغ از كوچكترين اشاره‏اي در روزنامه‏هاي ايران و همشهري.  به نظر شما اگر در زمان دولت اصلاحات و خاتمي بود چه اتفاقي مي‏افتاد؟

يادتان هست كه همين كيهاني‏ها و مصباح يزدي‏ها چه بر سر نشرية دانشجويي‏موج آوردند. حتي نزديك بود به عزل رئيس جمهور هم منجر شود.

رئيس مبارزه با قاچاق كالا كه يك سپاهي رسمي (و البته از لباس شخصي‏هاي معروف بود) عنوان كرد: «ما توهين به امام زمان (عج) را نمي‏بخشيم و اگر اين بچه قرتي‏ها را محاكمه نكنند خودمان حد شرعي در مورد ارتداد را بر آنها جاري مي‏كنيم. (پيدا كنيد پرتقال فروش را !!!)

پيروان فكري مصباح بودند كه كفن بر تن جلوي دانشگاه اميركبير تحصن كردند و وا اسلاما و وا پيامبرا سر مي‏دادند، ولي 90 درصد آنها نمي‏دانستند به چي دارند اعتراض مي‏كنند، چگونه است كه اكنون همة آنها در توهين به پيامبر سكوت مي‏كنند. من نمي‏دانم چه سَري است كه مدير و هيئت مديره باشگاه استقلال در آن آبروريزي و حذف استقلال از آسيا استعفا مي‏دهند و بركنار مي‏شوند ولي در وزارت گل محمدي ( ببخشيد! آموزش و پرورش! ) آب از آب تكان  نمي‏خورد.

بگذريم. به نظر شما رابطة بين سه مقدمه ذكر شده چيست؟

3- به پيامبر توهين شده و چيزي براي اعتراض و اغتشاش بوجود آمده؛

2- شاگردان مدرسه حقاني هم كه مي‏ميرند براي كفن پوشيدن و اعتراض كردن. (البته بيشتر در دوران اصلاحات اين طور بود)؛

1-   احمدي‏نژاد هم پرورش يافتة اين مدرسه است؛

من از آن روز مي‏ترسم كه احمدي‏نژاد را جو بگيرد و او كه يد طولايي در لباس پوشيدن‏هاي مختلف و با لهجه صحبت كردن دارد، بر طبق مرام و مسلك گذشتگان و رهبران فكري و استادانش، كفن پوشيده و به زبان مردگان صحبت كند.

خواستم به آقاي دكتر احمدي‏نژاد بگويم: «حاج آقا! شما ديگر رئيس جمهور هستيد، شخصيت حقوقي‏تان بالاتر از شخصيت حقيقي‏تان است. شما ديگر بچه مدرسه‏اي نيستيد، حرف شما حرف و موضع رسمي ايران است. خواهش مي‏كنم اين دفعه ديگر لباسهايتان را عوض نكنيد، كفن نپوشيد و به لهجه مردگان صحبت نكنيد، زنده‏ها هم حرف شما را كمتر مي‏فهمند  چه رسد به مردگان. تو را به پيامبر(ص) قسم، رعايت كنيد و كمتر همرنگ جماعت شويد.»

 

 نمونه هایی از سوالاتی که قابل ذکر می باشند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رسپینا در و ساعت |